امپراطوري ولي
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 88
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است

– ﺑﻜﺠﺎ ﺷﻮﻡ )ﮔﻮﻳﺎ »ﺑﻜﻴﺎ« ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ(‬ ‫٨٥ - ﻫﻨﻮﺯ‬ ‫٩٥ – ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﭘﻴﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺑﻴﺘﻲ ﺍﺯ ﻛﺸﻔﻲ ﺍﺳﺖ‬ ‫ ٤٤‬ ‫ﺁﺫﺭﻱ ﻳﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ / ﺍﺣﻤﺪ ﻛﺴﺮﻭﻱ‬ ‫***‬ ‫ﺧﺴﻪ٠٦ ﺑﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻏﻢ ﭼﻮ ﻳﺎ ﻧﺸﻴﻨﻨﺪ‬ ‫ﭘﺎ ﺑﺪﺍﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﻮﻳﺎﻥ ﻧﺸﻴﻨﻨﺪ‬ ‫ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﺎﻥ ﻧﺸﻴﻨﻨﺪ‬ ‫ﺧﺴﻪ ﺑﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺝ ﺧﻠﻮﺗﮕﻪ ﺭﺍﺯ‬ ‫ﺧﻠﻴﻔﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﺧﻠﻴﻔﻪ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﺻﻔﻮﻳﻪ‬ ‫ﻗﻬﻘﻬﺮ٦ ﺯﻫﺮ ﺧﻨﺪﻱ ﻭﻳﺸﺘﺮ٦ ﻧﻲ‬ ‫٦‬ ‫ﺳﺤﺮﻧﻲ‬ ‫ﺯﺍﺭ ﺟﺎ ﺍﺷﺘﻪ ﺷﺎﻣﺎﻧﺮ‬ ‫ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﻡ ﺻﻴﺎﺩﺭ٤٦ ﺧﺒﺮ نه تنها اينها را حق طبيعي

اقوام ايراني مي‌داند،

بلكه هرگز از اسلحه و

خشونت تا هنگامي كه

مداخله خارجي براي تكه

تكه كردن ايران در كار

نباشد، در رابطه با

خواست‌هاي اقوام ايراني

استفاده نخواهد كرد. ملت

ايران دربرگيرنده‌ي

اقوام و اقليت‌هاي

زباني-فرهنگي متعددي است

كه مؤلفه‌هاي

تشكيل‌دهنده و اجزاي

جدايي‌ناپذير آنند.

ايراني‌ها هرجاي ايران و

جهان باشند، از يك «هويت

قومي- تباري» برخوردار

هستند كه ريشه در منشاء

تاريخي مردم‌شناختي

(اتنولوژيك) آن‌ها دارد.

هويت قومي به‌ويژه در

زبان يا گويش و فرهنگ

آن‌ها به‌طور بارزتري

تجلي دارد. از سوي ديگر،

اقوام ايراني از وراي

سده‌ها همزيستي و سرنوشت

مشترك، با رشته‌هاي

فراوان تاريخي، فرهنگي و

عاطفي، به‌هم پيوند

خورده‌اند و ملت ايران را

به‌وجود آورده‌اند. اين

پديده، بيان‌گر «تعلق

ملي» آن‌ها به ملت واحد

ايران است. به‌عبارت

ديگر، مليت همه‌ي اقوام

ايراني يعني تعلق‌شان به

يك ملت، ايراني است. از

اين منظر، «هويت قومي-

تباري» و «تعلق ملي»، دو

روي يك سكه و مكمل

هم‌هستند، نه نافي

يكديگر.[۲] ‌اين به‌هم

پيوستگي تاريخي آنقدر ژرف

و ريشه‌دار است كه خواست

جدايي از ايران نه تنها

مورد پسند اكثريت اقوام

ايراني نيست بلكه طرح و

تصميم به اجراي آن هم تنها

در صلاحيت همه ملت ايران

است.حتي اگر يك نيروي

سياسي قوم گرا به هر دليلي

خواهان جدايي از ايران

است، باز هم راه حل نه در

كاربرد اسلحه و خشونت و

عمليات ايذايي بلكه راه

آن گفت‌وگو و كار سياسي و

فرهنگي است. هنگامي

مي‌توان چنين خواستي را

جدي و واقعي دانست كه پس

از ارايه يك طرح مستدل و

كارشناسانه و با راي

قانوني و در خواست اكثريت

آحاد آن قوم و با همفكري

نخبگان و متفكران قوم

مربوطه به پارلمان منتخب

ملت ايران، پس از بحث و

گفت‌وگوي ملي و كارشناسي

در صحن علني پارلمان

كشور، در سه دوره متوالي

حايز راي اكثريت

نمايندگان منتخب ملت

ايران تاييد شود. ۵ـ براي

غلبه بر پيشداوري‌هاي و

تنگ‌نظري‌هايي كه در

رابطه ميان روشنفكران و

آزاديخواهان ايراني و

فعالين سياسي مدافع حقوق

اقوام ايراني ايجاد شده،

پذيرش گفت‌وگو و پذيرش

پذيرش طبيعي دو گانگي و

چندگانگي طرف‌هاي اين

گفت‌وگو يعني پلوراليسم

و همزيستي اهميت اساسي

دارد. گفت‌وگو يعني تمايل

به تكثر و پذيرش ديگري

آنچنانكه هست نه آنچنانكه

ما مي‌خواهيم. تكثرگرائي

مايه اصلي دمكراسي و

آزادي است. وقتي كسي

گفت‌وگو را پذيرفت به

موجوديت يك انديشه سياسي

ديگر اذعان كرده و نيز

همزيستي و رقابت سياسي

دمكراتيك با او را دير يا

زود بايد بپذيرد.

نسخه‌برداري در باره

«مساله ملي» ايران از

كشورهاي ديگر كه

كوچك‌ترين سنخيتي با



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ تير ۱۳۹۷ ] [ ۰۵:۲۳:۲۲ ] [ تيلمانس ]

 

 

‫ﺑﺷﻮﻡ‬ ‫ﻳﺮﺗﻢ ﺍﺝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﻧﻲ ﺑﻜﻴﺎﻥ ﺷﻮﻡ‬ ‫ﻫﻤﻢ ﺍﺝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺘﻮ ﺁﻳﻨﺪ‬ ‫***‬ ‫٨٥‬ ‫ﻫﻨﻪ ﭼﻪ ﻧﻌﻤﻪ ﺍﻗﺼﻲ ﺩﻳﻠﻪ ﻣﺴﺘﻢ‬ ‫ﺩﻛﻮﺵ ﺁﻭﺍﺯ ﺍﺝ ﺍﻟﺴﺘﻢ‬ ‫ﻫﻨﻪ‬ ‫٩٥‬ ‫ﻧﻪ ﭘﻨﺪﺍﺭﻱ ﻣﮕﺮ ﺍﻫﺮﻭﺟﻪ ﺑﺴﺘﻢ‬ ‫ﻫﻤﻴﺪﻭﻥ ﻛﻬﻨﻪ ﻋﻬﺪﻡ ﻧﻮﻱ ﻛﺸﻔﻲ‬ ‫***‬ ‫ﺳﻴﺎﻻ ﻭ ﻳﻼﺩ ﺫﺭﻩ ﺑﺴﺘﻢ‬ ‫ﭼﻪ ﺍﺝ ﺍﻭﻳﺎﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﺁﻣﺪ ﺍﻟﺴﺘﻢ‬ ‫ﻭﺳﺘﻨﺪﻡ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﻴﺮ ﺍﻭﻳﺎﻥ ﺑﺪﺳﺘﻢ‬ ‫ﺑﭙﺎ ﻭﺷﺘﻴﻢ ﺩﺳﺖ ﺍﻓﺸﺎ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩ‬ ‫٠٥ – ﺑﻲ ﺗﻮ‬ ‫٥ - ﺑﺎ‬ ‫٥ - ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ‬ ‫٥ - ﻓﺮﺩﺍ‬ ‫٥٥ – ﺩﻭﺳﺖ ﺗﻮﺍﻡ‬ ‫٦٥ – ﺍﺷﻚ ﺧﻮﻧﻴﻦ ﻣﻴﺮﻳﺰﺍﻧﻲ‬ ‫٧٥ تحصيل به‌ زبان مادري»،

بي‌توحهي به «فاكتورهاي

توسعه انساني در مناطق

اقليت‌هاي قومي ايران»

است.[۱] به سخن ديگر

مهم‌ترين مسأله آقاي

هجري در اين نشست به درستي

شناسايي حق اقوام و

اقليت‌هاي زباني-فرهنگي

غيرفارس‌زبان ايران براي

آموزش زبان مادري در كنار

زبان فارسي و به‌كارگيري

آن در امور محلي و اداري؛

و فراهم‌آوردن شرايط

لازم براي رشد و شكوفايي

فرهنگ و هنر قومي-محلي و

نيز لزوم رفع تبعيض از

اقليت‌ها و توجه اساسي به

رشد و شكوفائي اقتصادي و

انساني اين مناطق است.

اين‌ها از اصول پايه‌اي

مصوبات سازمان ملل ‌متحد

و از مباني و موازين

حقوق‌بشر است. يعني اين

خواست‌هاي بر حق ربطي به

حل مناسبات «ملت

سلطه‌گر» و «ملت

زيرسلطه» ندارد. امري كه

واقعاً هيچ موضوعيت و

سنخيت و ارتباطي با

واقعيت مناسبات تاريخي و

كهن اقوام ايراني با هم

ندارد. افزون بر اين

تظاهرات مسالمت‌آميز

مردم در مناطق

اقليت‌نشين قومي و ديني،

كه بارها منجر به اِعمال

قهر و خشونت‌ حكومتي شده

و ده‌ها كشته و زخمي

برجاي گذاشته است، به‌حق

نگران‌كننده است. البته

اگر نيك به‌خواست‌هاي

به‌حق اين مردم عميقا رنج

كشيده، نظير فراگيري زبان

مادري و مشاركت در

اداره‌ي امور محلي كه

مبناي دموكراسي است، توجه

عاجل شود، اصلا نيازي به

دراماتيزه كردن و رشد

گرايشات افراطي در ميان

اقوام ايراني نيست. اين از

شگفتي‌هاي جامعه‌ي

سياسي كشور ماست كه دفاع

از يك حق انساني اوليه و

تلاش به‌دست‌آوردن‌ آن،

پي‌آمد‌ها و واكنش‌هاي

تند بويژه از سوي حكومت و

واكنش تلافي‌جويانه تا

حد شعارها و روش‌هاي

افراطي در ميان فعالين

سياسي قومي ايران

به‌دنبال دارد. مثلاً

فراگيري زبان مادري و

به‌كارگيري آن در امور

روزانه‌ي زندگي، در رأس

مطالبات مردم آذربايجان و

ساير اقوام و اقليت‌هاي

زباني-فرهنگي قرار گرفته

است. اين خواست، قبل از

اين كه موضوع و مقوله‌اي

قومي و در حوزه‌ي مسايل

قوم‌شناسي باشد،

به‌نحوي كه برخي عناصر

افراطي قوم‌گرا آن‌را در

مقوله‌ي «مسأله‌ي ملي»

قرار دهند و اصل «حق ملل

در تعيين سرنوشت خويش» را

به‌ميان ‌كشند، اساساً

يك خواست دموكراتيك و در

زمره‌ي حقوق بشر‌ است و

در منشور جهاني حقوق بشر

نيز با همين مضمون وارد

شده و روي آن تأكيد شده

است. ۴ـ ما اگر يك دولت

دموكراتيك برآمده از ملت

ايران داشتيم كه نسبت به

پيامد‌ها و اثرات ناشي از

اين تنوع قومي در ايران

توجه لازم را داشت، يافتن

راه‌حل‌هاي دموكراتيك و

مسالمت‌آميز و انساني

كار چندان دشواري نبود.

همه‌ي آزادي‌خواهان و

پايبندان به حقوق بشر

براي دست‌يابي به اين

خواست‌ها تلاش مي‌كنند و

از مبارزات به‌حق اقوام

ايراني پشتيباني

مي‌كنند. در آينده نيز

همه نيروي دمكرات ايراني



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ تير ۱۳۹۷ ] [ ۰۵:۲۰:۰۷ ] [ تيلمانس ]

ﺷﺘﻮﻳﻢ ﺩﻭﺳﺖ‬ ‫ﺑﻬﺮ ﻣﻠﺖ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺍﺷﺘﻮﻳﻢ ﺩﻭﺳﺖ‬ ‫ﻳﺮﻱ ﮔﺒﺮﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﻲ ﻳﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ‬ ‫***‬ ‫٦٥‬ ‫ﺍﺳﺮ ﺧﻮﻧﻴﻨﻪ ﺭﻳﺠﺎﻧﻲ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻢ‬ ‫ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻲ ﻣﻮ ﻧﻴﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻢ‬ ‫ﻣﻮﻧﻴﺎ ﺯﻫﻤﻨﻴﺎﻥ ﻧﻲ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻢ‬ ‫ﺍﺭ ﺑﺰﻫﻤﻦ ﻧﺸﺎﻡ ﺯﻫﻤﻦ ﺗﻮﺗﻴﺎﻡ‬ ‫ﺁﺩﻡ‬ ‫ﻳﻘﻴﻦ ﺯﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻻﻭﻡ ﮔﻴﺮﻱ ﺍﻭﺳﺮ‬ ‫ﻳﺮ ﺍﻭ ﮔﻴﺮﻱ ﺗﻮ ﺍﻱ ﺭﻭﺳﺎﻳﻢ ﺍﺝ ﺳﺮ‬ ‫ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻫﻨﺎﻣﻪ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺧﺎﻛﻢ ﺍﻭﺳﺮ‬ ‫ﭘﺮﺗﻢ ﺍﺝ ﺑﺮ ﺑﺮﺍﻧﻲ ﻭﺍﻛﻴﺎﻥ ﺷﻮﻡ‬ ‫***‬ ‫٧٥‬ ‫ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﺍﺳﺮﻳﻦ ﻭ ﺧﻮﻧﻴﻦ ﺑﻜﻴﺎﻥ ﺷﻮﻡ‬ ‫ﺩﻻ ﺩﺭﺩﻳﻦ ﻭ ﺩﺍﻏﻴﻦ ﺑﻜﻴﺎﻥ مي‌انجامد. ۲ـ ترور

زنده‌ياد دكتر عبدالرحمن

قاسملو در تابستان سال

۱۹۸۹ كه سه سال بعد در

پاييز سال ۱۹۹۲ با ترور

جانشين او صادق شرفكندي

از سوي حكومت جمهوري

اسلامي، ضربات هولناكي به

حزب دمكرات كردستان ايران

وارد كرد، آسيب تاريخي

مهلكي به دستاوردهاي مهم

نيروهاي دمكراتيك ايراني

و نزديكي و اتحاد آنها

وارد كرد. دكتر قاسملو از

برجسته‌ترين متفكران

سياسي ايران به‌شمار

مي‌رفت و يك رهبر سياسي

انديشمند با كلاس جهاني

سوسيال دمكراتيك بود.

ترور ناجوانمردانه او، آن

هم در پشت ميز مذاكره با

نمايندگان جمهوري اسلامي

بسياري از فعالين كرد و

نيز ايراني را در شوك ژرفي

فرو برد و اثرات رواني و

سياسي ژرفي در فعالين

جنبش كردستان ايران بر

جاي گذاشت. او عميقا به

اتحاد همه نيروهاي

دمكراتيك ايران باور داشت

و نيز معتقد بود كه نه

تنها كردستان بلكه مشكل

ايران و نيز اقليت‌هاي

قومي ايران راه حل نظامي

ندارد. او در فكر و عمل به

انديشه «دمكراسي براي

ايران و خود مختاري براي

كردستان» باورمند بود.

اين ترورها اين ايده درست

را در ميان كردها و ديگر

اقوام ايراني ترور كرد. به

اين ترتيب جمهوري اسلامي

موفق شد كه عصاره فكري بيش

از نيم قرن از تجربه سياسي

را در صفوف حزب دمكرات

كردستان ايران به شدت

تضعيف كند. اين ضربات

متاسفانه با پراكندن

ترديد و شك نيرومند نسبت

به سرانجام مبارزه

رفرميستي و مسالمت‌آميز

در صفوف اين حزب و ساير

گروه‌هاي سياسي قومي

منجر شد. از سوي ديگر

اپوزيسيون دمكرات ايران

نيز كه موتور محركه آن

چپ‌هاي دمكرات بودند، به

دليل صرف وقت و انرژي در

راه بازسازي فكري و دروني

خود، موفق به ادامه و

گسترش روابط ديرين خود با

حزب دمكرات كردستان ايران

نگرديد. پس از آن هم

ضرب‌و‌شتم و سركوب هر

اقدام و حركت اعتراضي، كه

از همان اوايل پيرورزي

انقلاب آغاز شده بود،

آن‌گونه كه بارها در

رويدادهاي آذربايجان و

كردستان و اهواز و غيره

شاهد آن بوديم، به تدريج

احزاب و گروه‌هاي سياسي

مدافع حقوق اقوام ايراني

را از نظر رواني به نوعي

واكنش متقابل در برابر

حكومت و سپس به سمت

گرايش‌هاي جدايي‌طلبي و

روش‌هاي خشونت‌آميز

مبارزه سوق داد. ۳ـ با اين

وجود اگر از منظري بدون

پيشداوري به سخنان و

درددل‌هاي اين فعالين

سياسي، منجمله سخنراني

مصطفي هجري، دبيركل حزب

دمكرات كردستان ايران در

نشست پارلمان سوييس توجه

كنيم، مي‌بينيم كه عصاره

خواست آنها اساسا

تجزبه‌طلبي به معناي

واقعي كلمه نيست. مهمترين

فراز‌هاي سخنان آقاي

هجري در اين نشست مربوط به

«سياست‌هاي تبعيض آميز

جمهوري اسلامي و به

حاشيه‌ راندن ديگر مذاهب

و اقوام»، «ايجاد فضاي

امنيتي در مناطق آنها؛

اعدام‌ها و زندان

طولاني‌مدت فعالين سياسي

و جوانان آنها»، «ممنوعيت



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ تير ۱۳۹۷ ] [ ۰۵:۱۶:۱۷ ] [ تيلمانس ]

ﻐﻢ‬ ‫ﺑﺘﻬﺮﻣﺎﻥ‬ ‫ﭘﺎﺭﻩ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻟﻲ ﭼﻮﻥ ﺷﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫ﺯ ﺟﻮﺭ ﺗﻴﻎ ﺍﺝ ﻣﻴﺸﺎﺭ ﻣﺤﻨﺖ‬ ‫***‬ ‫٥‬ ‫ﺍﻭﺍ ﭼﻮﺭ ﻭ ﺟﻔﺎ ﻫﻤﺨﺎﻧﻪ ﭼﻮ ﻧﻴﺶ‬ ‫ﻣﻌﺎﻟﻲ ﺩﻝ ﭼﻮ ﺩﺭﺩﺍﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﭼﻮ ﻧﻴﺶ‬ ‫ﻣﺤﻨﺘﺎﻥ ﻣﺎﻥ ﻏﻤﺎﻥ ﻛﺎﺷﺎﻧﻪ ﭼﻮ ﻧﻴﺶ‬ ‫ﺗﻬﺮﻭﺍﻥ ﻳﺎﺭ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﺎﻥ ﻣﺼﺎﺣﺐ‬ ‫***‬ ‫٥‬ ‫ﮔﻨﻪ ﺍﺝ ﺑﺮﮒ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺑﻴﺸﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺎﻟﻮ ﺑﻼ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫ﺍﻫﺮﺍ٥ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺍﻧﺎﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ‬ ‫ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﺳﺮ ﭘﻴﺸﻪ ﺩﺍﺭﻡ‬ ‫٥٥‬ ‫ﺍﮔﺮ ﺑﻲ ﭘﺎ ﻭ ﺩﺳﺘﻴﻢ ﺍﺷﺘﻮﻳﻢ ﺩﻭﺳﺖ‬ ‫ﺍﮔﺮ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻫﺴﺘﻴﻢ اقليت‌هاي قومي ايران:

گفت‌وگو يا «قهر»؟

اقليت‌هاي قومي ايران:

گفت‌وگو يا «قهر»؟ شيرين

عبادي و موصوعات

«جدايي‌طلب» و

«ناسيوناليست تنگ نظر» سه

شنبه, آوريل 11, 2017 - 08:08

محسن حيدريان تشديد شكاف

ميان احزاب سياسي مناطق

اقليت‌نشين ايراني با

ديگر بخش‌هاي اپوزيسيون

ايران كه پس از ترور

زنده‌ياد قاسملو رهبر

فرهيخته حزب دمكرات

كردستان ايران از سوي

جمهوري اسلامي به‌تدريج

ژرف‌تر شد، اينك

متاسفانه تا حد تحريم

يكديگر و بستن درهاي

گفت‌وگو پيش رفته است.

قصد اين نوشته ارزيابي

اين پيشداوري‌ها يا

انتقاد از روش نادرست و

مسلحانه و خشونت‌آميز

روشن‌فكران و سياسي‌هاي

قوم‌گرا نيست. زيرا بحث

در باره درست‌ترين راه حل

و راه‌كار

واقع‌بينانه‌اي براي

تأمين خواست‌هاي به‌حق

اقوام ايراني دهها سال

است كه در ميان فعالين

سياسي و فرهنگي ايران

ادامه دارد. اما شكاف

پيش‌گفته با توجه به

تنگناهاي امروزي ناشي از

موقعيت جغرافياي سياسي

كشور و سركوب شديد

اقليت‌هاي قومي از سوي

حكومت با توجه به اوضاع

پرتنش منطقه و خصومت ميان

دولت جمهوري اسلامي با

آمريكا و اسراييل و طمع

همسايگان و رشد گرايشات

افراطي در ميان اقوام

ايراني مي‌تواند

فاجعه‌آفرين باشد. صاف و

ساده همه ايرانيان

آزاديخواه صرفنظر از روش

و رويكرد سياسي و تعلق

قومي بازنده آنند. ۱ـ تنوع

قومي در ايران در نفس خود

تهديد نيست. اين امر، يك

واقعيت عيني «تاريخي

جامعه‌شناختي» ايران، از

بدو پيدايش آن است. كشور

ايران دوهزاروپانصد سال

پيش، برپايه‌ي رواداري و

احترام به حقوق

اقليت‌هاي قومي، زباني و

مذهبي اداره مي‌شد.

استوانه‌هاي برجاي مانده

از كورش و نوشته‌هاي

كتيبه‌هاي بيستون و

پاسارگاد به زبان‌هاي

مختلف، حتي روايات كتاب

مقدس تورات، بهترين گواه

اين راه و روش مدبرانه‌ي

كشورداري در ايران بوده

است. پس چه‌گونه ممكن است

در قرن بيست‌و‌يكم، كه

بشارت‌دهنده‌ي آزادي و

حقوق‌بشر در جهان است،

نسبت به خواست‌هاي اقوام

ايراني بي‌اعتنا ماند؟

بديهي است كه تنوع قومي در

ايران، همچون واقعيتي

عيني در جامعه‌ي كنوني

ما، حقوقي را مي‌طلبد كه

مشروع‌اند. پس مي‌بايست

براي تأمين عدالت و

برابرحقوقي شهروندان، به

آن‌ها توجه شود و راه حل

ارايه گردد. اما يافتن

مناسب‌ترين را‌ه‌حلي كه

بتواند درعين احترام به

مظاهر و شاخص‌هاي هويت

قومي - تباري ايراني‌ها،

بهترين شرايط را براي رشد

و شكوفايي آن‌ها، به

انساني‌ترين و

معقولانه‌ترين وجه،

فراهم آورد، نيازمند

گفت‌وگو ميان همه

نحله‌هاي فكري و قومي

ايرانيان است. حالت «قهر»

و بستن پنجره گفت‌وگو

تنها به تشديد

پيشداوري‌ها ميان آنها



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ تير ۱۳۹۷ ] [ ۰۵:۱۵:۱۶ ] [ تيلمانس ]
[ ۱ ]
.: Weblog Themes By blograz :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب